X
تبلیغات
فانوس اول - انسان3


و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(ذاریات/56)
(پریان و آدمیان را جز برای آنکه عبادت کنند نیافریدم)
یعنی چه؟این چه خود خواهی است که خدا آدم را بیافریند برای اینکه عبادتش کند!
آیا معنی آیه همین است؟آیا جز خودخواهی خدا حرف دیگری در آن نیست؟
اما ارتفاع سخن فراتر از این حرف هاست.
ریشه لغوی عبد مرا به درون عمیق این آیه هدایت کرد:
عبدالطریق,به راهی می گویند که پا خورده باشد و هموار,بی پستی و بلندی تا مقصود به همواری راه را طی کند.
و خدا آدم را آفرید تا او معبر رام و هموار ی گردد در زیر گام های اراده خداوندی.
و انسان مسیر خدا و رهگذر خواستن های خدا گردد.
مگر خدا می خواهد به کجا رود؟
در این راه سر منزل مرموزی که خدا چنین به شتاب به سویش می تازد انسان است.
رهگذر انسان است,راه افتاده در زیر گام های اراده خداوندی انسان است و سرمنزل خدا نیز انسان است.
آری,راه و مقصد هر دو یکی است!
اما باید از این مرز نیز بگذری و بر بلندی در آیی که بتوانی دید که راه و رهرو و مقصود هر سه یکی است.
خدا مشتاق ملاقات خویشاوند زمینی خویش است و آدم ,این امانت دار زمینی او چشم به راه وصال او.
پس چه باید کرد؟
تو ای انسان!ای تنها خویشاوند خدای تنها!ای تنها امانتدار گنج خدایی!ای آشنای خدا در زمین,ای زندانی خاک!ای سر منزل مقصود این سوار شتابنده که می تازد و می آید!در زیر گام های اراده او رهگذر شو,تسلیم باش و هموار, تا مسافری که نیازمند و مشتاق به سویت می شتابد در راه نماندو در راه نیفتدو به زودی تو را که در انتهای راه چشم به راه اویی ببیند و در میعادگاه دو خویشاوند دور افتاده به هم رسند و آدم نیمه زندانی خویش را رها سازد و خدا با لقای این پرورده پاک خود ,درد مجهول ماندن خویش را فراموش کند و آفریده عزیز خویش را با خود به تنهایی جاوید خویش برد.

و تو ای انسان!این پیام خدا را بشنو که برای حلول خدا در تو و برای طی فاصله دراز میان زمین و آسمان,باید در همین زندان تن,زنجیر خاک, غربت زمین بمانی و با تسلیم و عبادت,راه حلول خدا را هموار کنی و تو می توانی که در این زندان خاک,رهایی خود را به چنگ آوری,در خدا محو شوی و خدا در تو ورود کند و خدا تو شود و تو خدا شوی
و به این جا ها همه می توانی برسی هر چند در اسارت حیات خاکی باشی,اگر راه عبادت را بشناسی و و مقام بلند تسلیم و رضا را کسب کنی
و باید چنین کنی و باید چنین باشی.
(کتاب انسان .دکتر علی شریعتی)

پ.ن : ارسال مطلب توسط مرضیه

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:45 توسط ............ |